تبليغاتX

http://nami.blogfa.com

.•* *•.عشق پنج حرفی من.•* *•.
.•* *•.عشق پنج حرفی من.•* *•.
نوشته های یک عاشق تنها
خداحافظ

سلام

اومدم خداحافظی کنم برای همیشه جون دیگه تمام شد و عشق در درونم مرد و من دیگر هرگز عاشق نخواهم شد و هرگز هم دیگر از عشق حرفی نخواهم زد چرا که از عشق و عاشقی متنفرم

اصلا فکر نمی کردم روزی برسه که بخوام این حرف ها رو توی این وبلاگ بنویسم ولی حالا مجبورم بنویسم و ازتون خداحافظی کنم

نفرین یکی گرفت و به خاک سیاهم نشوند اصلا فکر نمی کردم نفرین اون بگیره این اولین نفرینی نبود که در حق می شد ولی فکر کنم آخرینشه

دیگه حتی رضارم از دست دادم

نمی دونم چی کار کنم ولی باید برم تصمیم گرفتم طرز فکرم و تمام زندگیم را تغییر دهم و بروم زندگی تازه ایرا آغاز کنم

بازهم خداحافظ

احتمال دوباره آمدنم در حد صفر است ولی شاید امدم و از عشق بو نوشتم و همه را از آن نهی کردم دیگه نمی تونم بنویسم

خداحافظ

|+| نوشته شده توسط .•* *•.عاشق تنها.•* *•. در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 و ساعت 17:11 |
شرمندم
سلام

می دونم همتون از دستم ناراحتین که چرا بی خبر رفتم به خداشرمندم از امروز شاید به مدت یک سال شاید هم کمترش دیگه آپ نمی کنم چون می خوام واسه کنکور بخونم که راحت تر بتونمن به اونی که می خوامبرسم برام دعا کنین تا بتونم کنکور رو اون جور که می خوام بخونم

پس دیگه شرمندگی رو قبول کنین و ناراحتی رو بزارین کنار دنیا ارزش نداره واسه این از دست من عاشق ناراحت باشین پس همون قدر که ناراحتین برام دعا کنین

دعا که کردی؟؟؟؟؟

 

|+| نوشته شده توسط .•* *•.عاشق تنها.•* *•. در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 19:29 |
هم خوشحالم و گرفته
سلام

امروز نمی دونم چرا اومدم بنویسم ولی اومدم اخه امروز رفتم در خونشون و اون جواب داد و بعد مدتی دوباره صداش رو شنیدم و از خوشحالی نمی دونم چی کار کنم

البته از یک جهتی هم حالم گرفته شده چون دیروز متوجه شدم که اون تو ورودی دبیرستان تیز هوشان قبول نشده و من متاسفانه اولین نفری بودم که فهمیدم قبول نشده و ان برام سخت تر بود چون اصلا انتظار نداشتم که قبول نشه ولی نمی دونم چرا خدا این رو خواست اون قبول نشد امید وارم حداقل دبیرستان نمونه قبول بشه و برای قبولیش دعا می کنم از تو هم می خوام که براش دعا کنی

دعا کردی؟؟؟؟؟؟؟؟نظر چی نمی دی؟؟؟؟؟؟؟؟

|+| نوشته شده توسط .•* *•.عاشق تنها.•* *•. در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 11:26 |
گله دارم
ببخشید یادم رفت ازتون گله کنم

به شما ها هم می گن دوست ؟ می گم هم نوع ؟ می گن هم وطن ؟

من شک دارم اینا رو به شما بگن!

می دونین چرا چون من خصوصیات دوست هم نوع  و هم وطن رو با خصوصیات شما مقایسه کردم و دیدم شماها به هیچ کدوم از این دسته ها تعلق ندارین آخه دوست به دوستش کمک می کنه هم نوع هم به هم نوعش کمک می کنه اگه هم وطن به هم وطنش کمک نکنه کی می خواد کمک کنه؟

دو تا پست زیر رو نگاه کن تا همین الآن که من این پست رو می نویسم خالی از نظره

این انصافه؟؟؟بابا من نمی خوام سوءاستفاده ی شخصی از نظرتون بکنم من فقط می خوام از تجربیاتتون استفاده کنم

حالا نظر می دی؟؟؟

 

|+| نوشته شده توسط .•* *•.عاشق تنها.•* *•. در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 0:27 |
دوباره نوشتم من
سلام

در مرد مطلب زیر باید بگم که خود دوستام بودن همون شبی که مطلب زیر رو می نوشتم تا تو وبلاگ بزارم سهوا یا عمدا به موبایلم زنگ زدن و منم جواب دادم ولی دیدم انگار گوشی یک کنار افتاده و انا دارن با هم حرف می زنن منم گوشبم رو گذاشتم کنار البته زدم تا صداشون رو ضبط کنه و خودم اومدم پای کامپیوتر و مطلب زیر رو براتون نوشتم و بعد از یک ساعت دیدم تماس قطع شده که آخرشم نفهمیدم من وقتی می خواستم ببینم چه قدر گذشته اشتباها قطع کردمش یا اونا فهمیدن و قطع کردن و حالا من یک مدرک هم ازشون دارم و برای هر دوشونم گذاشتم و هر دوشون صداشون رو گوش کردن و خندیدند

از این خوشحالم که به خاطر عشقم به این تلفن وابسته نشدم ( راستی اینم بگم اون صدا هم صدای دختر بوده ) و این خیلی برام مهمه چون فهمیدم واقعا دوستش دارم

اینم بگم که دلم به هم می گه که اونم منو دوستم داره و این به امید میده البته می گن که دل آدم هرگز دروغ نمی گه من که با این باور زنده ام

نظر تو چیه ؟؟؟؟دل آدم راست می گه یا دروغ؟؟؟؟

 

|+| نوشته شده توسط .•* *•.عاشق تنها.•* *•. در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 0:15 |
فهمیدم که واقعا دوستش دارم
سلام

الآن ساعت ۱۲ شبه و من برای اولین بار بعد از ساخت این وبلاگ از خونمون دارم آپش می کنم

راستش رو بخواین اومدم بگم چند روز پیش یک نفر از طریق موبایلم برام مزاحمت ایجاد می کرد و می گفت که من دخترم و دو سال شده که می خواد با من رابطه برقرار کنه و نمی تونسته تا این که شماره ی منو از تو گوشی یکی از دوستام یواشکی برداشته و به من اس ام اس (پیامک)زده راستش رو بخواین من خودم ختم این کارام و از طریق اس ام اس(پیامک) خیلی ها رو سر کار گذاشتم برای همین زیاد بهش توجه نکردم و هرگز هم بهش سلام نکردم و خیلی سرد باهاش رفتار می کردم تا این که یک شب بهش گفتم می خوام صدات رو بشنوم و بعد از چند بار تهدید به این که دیگه جوابش رو نخواهم داد قبول کرد که زنگ بزنم و منم زنگ زدم و گفتم الو سلام اونم جواب داد و قطع کرد این قدر صدا ضعیف بود (البته فکر کنم داشت یواش حرف می زد)که دقیق متوجه نشدم صدای دختره یا پسره بعد ازش خواستم اسم اون دوستم که شمارم رو از تو گوشیش برداشته بهم بگه گفت البته با هزاران تهدید وقتی اسمش رو گفت و قضیه رو تمام کمال گفت که چه طوری شمارم رو گیر آورده به همون دوستم شک کردم که نکنه اینه که منو سر کار داره واسه همین بهش بی محلی کردم طوری جوابش رو می دادم که انگار دشمن خونیشم خلاصه امروز اون دوستم رو که اون گفته بود شمارم رو از توگوشیش برداشته دیدم به همراه یکی دیگه از دوستام بود یکی شون داشت جای دوتا سیم کارت هارو عوض می کرد یکی از سیم کارت ها ایرانسل بود (اون شماره ای هم که مزاحم من می شده ایرانسل بود) واسه همین شکم بیشتر شد وقتی جای سیم کارت هارو عوض کرد اون یکی دیگه گفت که سیم کارت ایرانسل رو دایورت کنه این رو که گفت شکم خیلی زیاد تر شد واسه همین به اون شماتره که مزاحمم می شد تک زدم دیدم گوشی دوستم صداش در اومد منم بی اعتنا به بقیه ی کسانی که تو گوشیم بودن تک زدم و انگار نه انگار از امشب هم تصمیم گرفتم حالشون رو بگیرم این رو هم بگم راستش رو بخواین اولش که گفت من دخترم یک لحظه خواستم باهالش رابطه برقرار کنم که یاد عشقم افتادم و از خودم که این تصمیم رو گرفته بودم متنفر شدم حالا می دونتم که واقعا عشقم رو دوست دارم چون با این که داداشش به هم گفت با هاش دوست شو من رو حرف خودم موندم و باهاش رابطه بر قرار نکردم

امید وارم که بتونم به عشقم برسم حالا که این قدر برام مهمه که به خاطر اون حرف هیچ کس رو گوش نکردم و فقط به دلم رجوع کردم دعا کن برسم بهش

دعا کردی؟؟؟؟؟نظرت چیه؟؟؟؟

 

|+| نوشته شده توسط .•* *•.عاشق تنها.•* *•. در شنبه سی ام تیر 1386 و ساعت 0:23 |
بازم ازتون می خوام برام دعا کنین

سلام

نمی دونم چی شده آخه رفتار دوستم عوض شده و اون رفیق همیشگی نیست

دوست داشتم حداقل بدونم چرا اینجوری شده ولی نمی دونم

خیلی عوض شده

نمی دونم به خاطر این قضیه ی دوست داشتن خواهرشه اگه اونه چرا حالا این قضیه رو اون ۵ ماه پیش فهمید حالا ناراحت شده؟این که ممکن نیست

نمی دونم شاید به خاطر این که تو بعضی از کارا جلوش رو می گیرم و نمی زارم انجام بده به خدا به خاطر خودش این کار رو می کنم ولی اگر بدونم قضیه اینه بازم بی خیال می شم تا راحت باشه برای همین هم دیگه تو کارش کمتر دخالت می کنم تا راحت باشه و امید وارم که برگرده به اون حالت اولش

از شما می خوام تا دعا کنین که به اون حالت قبلیش برگرده

دعا کردی؟؟؟؟؟؟نظری نداری؟؟؟؟؟

|+| نوشته شده توسط .•* *•.عاشق تنها.•* *•. در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت 21:0 |
من اومدم

سلام

دیروز از مسافرت اومدم هم من هم دوستم من ساعت ۱۲ ظهر رسیدم و اون ۱۰ شب الان با هم کافی هستیم

خوشبختانه یک هفته ی دیگه هستش

مسافرت خیلی خوش گذشت جاتون خالی ان شاءالله شما هم برین

راستی از دعاهاتون هم ممنونم بازم دعا کنین

دعا کردی؟؟؟؟راستی نظرت رو در مورد وبلاگم نمی گی؟؟؟؟

 

|+| نوشته شده توسط .•* *•.عاشق تنها.•* *•. در شنبه شانزدهم تیر 1386 و ساعت 17:50 |
باز نوشتم تا برایم دعا کنی

سلام

دوستم رفت به همراه تمام خانوادش طبق گفته ی خودش ساعت ۱۲ ظهر قرار بود برن الآن که داشتم می یومدم کافی نت از در خونشون رد شدم نمی دونم چرا دلم هوا شو کرد و حالم گرفته شد امیدوارم که هر جا هست سلامت باشه و صحیح و سالم هم به مقصد برسه البته منم فردا صبح ساعت ۳ بامداد میرم و هر دو تا شنبه نمی یایم بدیش اینجاست که شنبه که می یایم تنها یک روز حداکثر همدیگر رو می بینیم و روز یکشنبه دوباره اون می ره و تا چند هفته نخواهد اومد

از خواهرشم که خیلی دوستش دارم هم بی اطلاع نیستم خیلی از اون خصوصیاتی رو که من براش تو ذهنم در نظر گرفته بودم حالا می بینم که اون دارای و حدسیات من داره به حقیقت می پیونده و امید وارم که این به حقیقت پیوستن ادامه پیدا کنه و من رو به اون برسونه امیدوارم

تو هم امیدواری؟؟؟؟اگر هستی نظر یادت نره!!!!

 

|+| نوشته شده توسط .•* *•.عاشق تنها.•* *•. در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت 18:29 |
همین جوری نوشتم
سلام

نمی دونم چی بنویسم

از صبح کافی نتم و الآن می خوام برم خونه ولی نمی دونم چرا یک دفعه ای دلم خواست تا بنویسم

و منم به خواست دلم عمل کردم و شروع کردم به نوشتن

دوستم و خانوادش همشون رفتن فکر می کردم امروز میان ولی صبح که با دوستم صحبت کردم گفت امشب میان 

فردا صبح می بینمش

دوشنبه هم هر دو می ریم مسافرت من به یک طرف اون به یک طرف تا اخر هفته نمی دونم چه طوری دوریش رو تحمل خواهم کرد برام دعا کن که بتون

دعا کردی ؟؟؟

 

 

|+| نوشته شده توسط .•* *•.عاشق تنها.•* *•. در شنبه نهم تیر 1386 و ساعت 20:30 |

ParsTheme

template id : music template name : music green

eshgh5harfi

.•* *•.عاشق تنها.•* *•.

http://eshgh5harfi.blogfa.com

.•* *•.عشق پنج حرفی من.•* *•.

برای روشنایی است که مینویسم اگر همیشه و همه جا تاریک بود هرگز نمی نوشتم


نوشته های یک عاشق تنها Feed Template : RSS THEME Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design blog design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Free rtl Blog Templates Template Design Group Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Free Persian Blog Templates.